الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
405
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) بود و پستان شير خود را مىكشيد پشت در آمد ، نزديك بود شير از پستان او روان شود . آن گاو فشارى به در آورد و باز شد و من هم دنبال او وارد شدم و ديدم آن مرد ايستاده ، به آسمان نگاه مىكند و مىگريد ، به زمين نگاه مىكند و مىگريد ، به كوهها نگاه مىكند و مىگريد ، من گفتم : سبحان الله ، چه اندازه مانند تو در اين روزگارِ ما كمياب است . در پاسخ من گفت : به خدا من نيستم جز يك حسنه از حسنات مردى كه او را پشت سر خود گذاشتى و گذشتى ، به او گفتم : به من خبر رسيده كه در نزد تو نامى است از نامهاى خدا كه به وسيلهء آن در يك شبانه روز به بيت المقدس مىروى و بر مىگردى به خانهء خودت ؟ به من گفت : تو به بيت المقدس را مىشناسى ؟ گفتم : من نشناسم جز همان بيت المقدس كه در شام است . به من گفت : مقصودم ، بيت المقدس خاكى نيست ولى بيت المقدس معنوى كه آن خاندان آل محمد است ( ص ) ، من به او گفتم : آنچه تا كنون شنيدهام همان ساختمان بيت المقدس است ، به من گفت : آن ساختمان ، محرابهاى پيغمبران است و به آن آغل محرابها مىگفتند : تا دوران فترت ميان محمد و عيسى شد ( صلى الله عليهما ) ، و بلا به مشركان نزديك گرديد و آسيب به خانهء شياطين ، راه يافت پس ديگرگون كردند و آن نامها را تغيير دادند ، و اين است مقصود قول خدا تبارك و تعالى - بطن آيه راجع به آل محمد است و ظاهرش يك مثلى است - ( 23 سوره نجم ) : « نيستند آنها جز نامهائى كه به زبان آورديد براى آنان ، شما و پدران شما ،